تبلیغات
improve your self - یه روز یه ترکه... یه رشتیه.... یه اصفهانیه.....
improve your self

یه روز یه ترکه، رشتیه، لره، اصفهانیه... بسه دیگه!

 

یه روز یه ترکه...

 

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان

خیلی شجاع بود، خیلی نترس...

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد!

جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد...

فداکاری کرد، برای ایران، برای من، برای تو، برای ما...

برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم...

یه روز یه رشتی...

اتفاقاً یه آخوند هم بود...!

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی...

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد...

برای اینکه کسی توی این مملکت ادعای خدایی نکنه!

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد...

یه روز یه لره...

به نام محمد بروجردی...

توی یه خونه محقر ولی مصفا به عشق و نور الهی و اهل بیت توی روستای دره گرگ لرستان به دنیا اومد...

چون مخالف خدمت در نظام ستم شاهی بود از خدمت سربازی گریخت و برای دیدار با حضرت امام (ره) راهی عراق شد که در مرز دستگیر شد...

شش ماه مورد ستم رژیم شاهنشاه قرار گرفت...

با بسیاری از نیروهای انقلابی اقدامات مهمی قبل و بعد از انقلاب برای آزادی و سرنوشت من و تو انجام داد...

وقتی ضد انقلابیون در کردستان یورش می کردند، او یکه تاز مبارزه با آنها بود!

شهرها را یکی پس از دیگری با یاری دیگر یارانش آزاد میکرد و نیروها را از محاصره ی دشمن در می آورد...

سرانجام پس از رشادت های فراوان در منطقه کردستان ، به دست ضدانقلابیون ملحد، مظلومانه به شهادت رسید...

یه روز یه اصفهانی...

اسمش محمد ابراهیم، محمد ابراهیم همت...

توی روستاها معلمی می کرد و دانش آموزان رو با افکار سید روح الله خمینی آشنا میکرد...

ساواک بهش اخطار داد و تعقیبش میکرد تا دستگیرش کنه!

تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید، مدتی بعد جنگ ایران و عراق شد...

واسه اینکه از اسلام، ناموس و سرزمین من و تو دفاع کنه با خیلی های دیگه رفت جنگ...

وقتی توی عملیات خیبر، هم رزماش داشتن در برابر ارتش عراق مقاومت میکردن،

واسه بررسی وضعیت جبهه به جلو رفته بود...

که یه گلوله ی توپ در کنارش منفجر شد و به شهادت رسید...

************************************************************

یه روز ما همه با هم بودیم...

ترک و قزوینی و رشتی و لر و اصفهانی و عرب...!

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند

و قفل دوستی ما رو شکستند...

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم!

به همدیگه می خندیم...!

و اینجوری شادیم...

خیلی خوش می گذره... مگه نه؟!!



فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها